تبلیغات
DONT LOVE ME - مطالب ابر داستان رمانتیک
 
DONT LOVE ME
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!من دیگه عاشق نمیشم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
درباره وبلاگ


افسار دلم دست خدا بود چنین شد.
ای وای اگر دست خودم بود چه میشد؟
مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت.
گر مقصود دلم جور و جفا بود چه میشد!!!



مدیر وبلاگ : سعید
پیوندها
نویسندگان
نظرسنجی
به نظر شما وبلاگ من چطوره(خداییش راستشو بگید من ناراحت نمیشم)







آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
چهارشنبه 14 تیر 1391 :: نویسنده : سعید

پسری یه دختری رو خیلی دوست داشت که توی یه سی دی فروشی کار میکرد. اما به دخترک در مورد عشقش هیچی نگفت. هر روز به اون فروشگاه میرفت و یک سی دی می خرید فقط بخاطر صحبت کردن با اون… بعد از یک ماه پسرک مرد… وقتی دخترک به خونه اون رفت و ازش خبر گرفت مادر

پسرک گفت که او مرده و اون رو به اتاق پسر برد… دخترک دید که تمامی سی دی ها باز نشده… دخترک گریه کرد و گریه کرد تا مرد… میدونی چرا گریه میکرد؟ چون تمام نامه های عاشقانه اش رو توی جعبه سی دی میگذاشت و به پسرک میداد!





نوع مطلب : داستان رمانتیک، 
برچسب ها : داستان عاشقانه، داستان کوتاه، داستان عاشقانه کوتاه، رمانتیک، عشق، داستان، داستان رمانتیک،
لینک های مرتبط :